حاج ملا هادي السبزواري

43

شرح مثنوى

( ( 650 ) ) اين چنين دندان زنان تا نيم شب * جانشان از ناف مىآمد به لب ن 414 21 - ك 147 28 دندان زنان : در بعض نسخ دندان گزان است و درست نيست لبگزان مستعمل است . ( ( 651 ) ) ناگهان تمثال گرگ هشته اى * سر بر آورد از فراز پشته اى ن 414 22 - ك 147 29 هشته : گذاشته و رها كرده ، و دوم أنسب است . ( ( 654 ) ) ناجوانمردا كه خر كرهء منست * گفت نى اين گرگ چون آهرمنست ن 415 3 - ك 147 30 ناجوانمردا : يعنى اى ناجوانمرد بيا و احتمال هم دارد كه آ امر به آمدن نباشد و الف ندا باشد كه در فارسى به آخر كلمه ملحق كنند چون سرورا ، ارجمندا و بنا بر اين لفظ كه تعليل باشد براى وصف عنوانى كه چرا ناجوانمرد مىخوانم ترا چه صيد تو خر كرّهء من است نه گرگ . ( ( 672 ) ) مست و بنگى را طلاق و بيع نيست * همچو طفلست او معاف و معتفى است ن 415 21 - ك 147 39 معتفى : به عين مهمله و تاء مثناة فوق و فاء طالب تفضّل و رزق . ( ( 675 ) ) بار كه نهد در جهان خر كرّه را * درس كه دهد پارسى بو مرّه را ن 416 2 - ك 148 1 بو مرّه : به ضم ميم ، كنيت ابليس است و مرّه تلخيست و چون شجره وجود او ثمرهء تلخ بسيار دارد چنان كه در شجره زقوم خداوند فرموده * ( طَلْعُها كَأَنَّه رُءُوسُ اَلشَّياطِينِ 37 : 65 ( 1 ) او را ابو مرّه گويند . چنان كه جبرئيل را كه مبدأ علوم و الهامات و فضايل و خيرات است باذن الله تعالى در قرآن مجيد ذو مرة به كسر ميم فرموده و مِرّه قوّت و قدرت و عقل و اصالت است . ( ( 685 ) ) كه ببر اين را به غلطاق فراخ * ز امتحان پيدا شود او را دو شاخ ن 416 12 - ك 148 6 غلطاق : پوششى كه روز جنگ مردم بپوشند و بر اسب بپوشانند . ( ( 686 ) ) گر نبودى امتحان هر بدى * هر مخنّث در وغا رستم بدى ن 416 13 - ك 148 6 وغا : جنگ . ( ( 691 ) ) بد رگىّ و منبلى و خشم و آز * چون كنى پنهان بشيد اى مكر ساز ن 416 18 - ك 148 9

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء صافات آيهء 65 . .